این خداباوران هستند که باید وجود خدا را ثابت کنند، زیرا مدعی باید بر ادعایش دلیل بیاورد، در پاسخ به کسانیکه میگویند چون عدم وهمشان را کسی نمیتواند به صورت قطعی ثابت کند، پس وهم حقیقی است، مثلا اگر من ادعا کنم که هرشب موجودی به نام گبرایل با من در ارتباط است و پیام را از سوی خبرایل که در خارج از گیتی اقامت دارد میرساند، آیا شما میتوانید به صورت قطعی ثابت کنید که من متوهم هستم؟ مثالی دیگر را خطاب به خداباورمان خودمان میزنم؛ اگر من ادعا کنم شبی سوار بر خری بالادار(1) به ملاقاتی خدا رفتم و او هم به من یادآور شد که فلان اتاق درواقع خانهی من است و هر کس که در برابر آن روزی 17 بار خم و راست نشد پس از مرگ وارد آتش میکنم؛ آیا مرا متوهم نمیدانی؟ اگر بله پس بهتر است کسی که مدعی ارتباط با خدای اکثر مردم خاورمیانه است را بهتر بشناسید. در اینجا ادعای من وهمی بیش نیست گرچه تا آخر عمرم هم در این ادعا باقی بمانم، اما آنچه که مسلم است این موضوع میباشد خدائی که دستور به کشتن مخالف را میدهد ، به ابولهب و زنش و در حالت کلی به تمامی مخالفانش دشنام میدهد و به پیروانش مجوز تجاوز جنسی را به زنان و دختران به اسارت گرفته شده را میدهد وهمی بیش نیست.
بررسی مرز بین خرافه با عقلانیت و اینکه آیا خدا وهمی بیش نیست.
==========================================
(1)
بررسی مرز بین خرافه با عقلانیت و اینکه آیا خدا وهمی بیش نیست.
==========================================
(1)
0 نظرات:
ارسال يک نظر