"الله" خدای اعراب ضمن تأیید سخنان خدای یهودیان "یهوه" بیان مینماید که ما در ابتدا آدم رو درست کردیم، سپس حوا را از وی پدید آوریم، از آمیزش آن دو هابیلی پدید آمد و قابیلی، اشارهای به فرزند دیگری از سوی آدم نشده است، کل بشر هم از نسل این دو هستند، اما این هابیل و قابیل ادعائی با چه کسی ازدواج نمودند؟ از آنجائیکه غیر از مادرشان "حوا" و خواهرشان "لوزا" و "اقلیما"(1) کس دیگری باقی نمیماند، پس این دو هم باید با آنچه که ازدواج محارم خوانده میشود ازدواج کرده باشند! اما:
اگر با خواهرشان ازدواج کرده باشند که واویلاست و اگر با مادرشان که واویلاتر است؟
=======================================(1)هابيل با لوزا خواهر همزاد قابيل ازدواج كرد و قابيل با اقليما، همزاد هابيل
5 نظرات:
پرتوی ازقرآن آیت اله طالقانی قسمت تفسیرسوره نساء ودر پاورقی آن نکات بسیار جالبی هست .
به عقیده اقای طالقانی هیچ کجای قرآن نگفته ما آدم را خلق کردیم بلکه همه جا گفته ما خلق الانسان ودرمورد آدم می گوید ما آدم رابرگزیدیم یعنی انتخاب کردیم ازمیان شما ها (انسانهای بودند وحضرت آدم ازبین آنها به پیامبری مبعوث وبرگزیده شد.).
وآقای طلقانی بصراحت می گوید تاریخ پیامبران رابررسی وتحقیق کنیم حضرت آدم نهایتا ده هزار سال قدمت دارد.درحالیکه یافته های انسان شناسی وانسان نئاندرتال میلیونها سال پیش زندگی می کردند.
وهمچنین می گوید نظریه تکامل هیچ تضادی با دین ندارد.
بنابراین اینکه حضرت آدم اولین انسان روی زمین است افسانه متحجرین است .آدم اولین پیامبر بود نه اولین انسان .
دوست عزيز سري به وبلاگ من بزن.
تا با حقايق واقعي آشنا بشوي. حقايقي كه از ترجمه الواح چند هزلر ساله سومريان توسط زكريا سچين به دست آمد.
www.ufolove.wordpress.com
جواب اين نظر را هم در وبلاگم بگذار.منتظرم.
آرش گرامی، آقای طالقانی از شریفترین انسانها بود به همین دلیل مسلمان خوبی نبود.
اسرا، سوره ۱۷، آیه ۶۱
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا
(به ياد آوريد) زماني را که به فرشتگان گفتيم: «براي آدم سجده کنيد!» آنها همگي سجده کردند، جز ابليس که گفت: «آيا براي کسي سجده کنم که او را از خاک آفريدهاي؟!»
حرف شما و احتمالا آقای طالقانی غلط است. دلایل دیگر هم وجود دارد ولی فکر کنم این آیه که آفرینش آدم را ذکر میکند کافی باشد. قرآن همان داستانهای یهود و ملل پیرامون را تکرار کرده، گاهی هم در آن دست برده شده، چون یا در طی نقل به نقل شدن تغییر کرده (انتقال از سرزمینهای دیگر به عربستان) و یا اینکه محمد برای اینکه نشان دهد با مسیحیت و یهودیت فرقی دارد، خودش آنها را دستکاری نموده است. در ضمن بشر طی قرنها منطقی تر و پیشرفته تر شده بود به همین دلیل جفنگیاتی که در انجیل وجود دارد در قرآن کمتر است ولی به اندازه کافی حرف چرند دارد.
در ضمن اینکه چیزی در قرآن صریح نوشته نشده دلیل بر اینکه قرآن به آن باور نداشته نمیشود، اگر بتوان با دلایل و آیههای دیگر ثابت کرد که به آن باور داشته است.
البته آن زبان شیطان است، ولی کافی است، چون قرآن نگفته که وی در آن مورد اشتباه میکند. در ضمن شیطان دارد با دلایل منطقی اش با الله بحث میکند.
اگر هم آن شما را راضی نکرد، این را ببینید:
آل عمران ۵۹
إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيكُونُ
مثل عيسي در نزد خدا، همچون ادم است؛ كه او را از خاك افريد....
البته همه اینها در صورتی درست است که شما حرف طالقانی را درست فهمیده باشید. شاید او چیز دیگری گفته و شما بد انتقال دادهاید.
در ضمن قرآن اگر واقعا از خدا بود خیلی راحت میتوانست بطور صریح به تکامل اشاره کند، چون موضوع خیلی خیلی مهمی است. سپس ما آنرا شگفتی دانسته ایمانمان به قرآن بیشتر میشود (البته نه کامل). همانطور که گذشتگان به معجزه و شگفتی نیاز داشتند و طبق داستانها خدا برای آنها معجزه آورد که باور کنند، هنوز نیز معجزه لازم است ولی گویا دیگر خدا معجزه نمیکند چون بشر من دوران پیش به آن نادانی نیست که هر چیزی را که میشنود باور کند!! در ضمن رسانهها و فیلم و وسایل دیگر آمده و کار خدا را مشکل کرده است!!
ارسال يک نظر