میگویند علی علم غیب دارد.
میگویند اگر علی نبود گیتی هم خلق نمیشد.
میگویند دانش علی پایانی ندارد.
میگویند اگر خواستید خدا را بخوانید باید از کانال علی رد بشید (یا علی بگید).
خلاصه: میگویند علی با ولایت تکوینیاش تصرف در عالم وجود دارد، یعنی تصرف در قوانین علیت و معلولیت جهان.
چرا شرم دارید؟ بگوئید علی هم بر خدا ولایت دارد و خودتون رو راحت کنید: خدا بخاطر علی خودش رو بوجود آورد.
شاید هم بهتره مانند احیاگر اسلام ناب در عصر کنونی که گفت: اگر سپاه نبود کشور هم نبود، بگید: اگر علی نبود خدا هم نبود!
4 نظرات:
با سلام
کلا کاری به این پست درباره علی ندارم و چون اولین باره که این سایت رو میبینم خواستم نظرم رو بنویسم.به نظر میاد که شما از اون هایی هستید که از مزخرف بودن جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیدید که خدا وجود نداره. به نظر من هم خدای متشخص با اون تعریفی که در ادیان سامی (ابراهیمی) داده شده مسلما وجود نداره و حتی در همین ادیان هم تکامل خدا دیده می شه. اما این که به طور کلی فرض کنی خدا وجود نداره چون یک سری دین که هزاران سال پیش شکل گرفتن با منطق امروز ما ، دقت کن با منطق امروز ما نه منطق چند هزار سال قبل ، تناقض دارند پس فرض کنیم که جهان هیچ آفریدگاری نداره. جهان ما یک جهان قانون مند هست (گرانش، الکترومغناطیس و نیروی های هسته ای) و این قوانین هیچ ضامن اجرایی مشخصی ندارند. کمی فکر کن. وجودی فرا تر از جهان مادی هست که این جهان رو کنترل می کنه (اسمشو هر چی می خوای بزار) و خود این وجود به علت نبودن در این جهان تابع این جهان نیست ولی کنترل این جهان رو به دست داره. این وجود تابع هیچ کدام از قوانین این جهان نیست حتی قانون علیت. بنابراین نمی توانید سوال کنید که این وجود از کجا آمده و کی بوده و خلاصه از این سوالات هیچ معنایی ندارند. زیرا که علیت در زمان تعریف می شه و زمان به عنوان بخشی از مجموعه چهار بعدی فضا-زمان در انفجار بزرگ شکل گرفته و در واقع پس از انفجار بزرگ هست که "پس از انفجار بزرگ" معنی دار شد. در مورد بقیه تز شما که "تو هم انسانی پس خوب باش و بدون استرس از زندگی لذت ببر" باید گفت بخش دوم گزاره شما هیچ ربطی به بخش اول آن نداره. خدایی نیست و ما هم انسانیم میتونه یک گزاره درست یا غلط باشه. اما نتیجه نمی ده که باید خوب بود.
یک نفر میتونه بد باشه و بدون استرس هم از زندگی لذت ببره. یا هم نبره.
در ضمن می شه به خدا هم اعتقاد داشت و خوب بود یا بد بود. می شه هم از زندگی لذت برد یا نبرد. در واقع البته اگر منظور شما زندگی مادی مثل خور و خواب و تفریح و سکس و این ها هست که همه از اونا لذت می برند چه به خدا اعتقاد داشته باشند چه نه اما چیز خاصی هم نیستند و در ضمن همیشه هم زندگی لذت بخش نیست و بعضی وقت ها پر از درد و رنج می شه. مگه این که از درد هم لذت ببری.
توصیه من به شما اینه که همواره در حین تولید فکر از فکر های پیشینیان هم استفاده کنی. همیشه در حرکت باشی. تنبلی در فکر کردن از بدترین تنبلی هاست.
با سلام
کلا کاری به این پست درباره علی ندارم و چون اولین باره که این سایت رو میبینم خواستم نظرم رو بنویسم.به نظر میاد که شما از اون هایی هستید که از مزخرف بودن جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیدید که خدا وجود نداره. به نظر من هم خدای متشخص با اون تعریفی که در ادیان سامی (ابراهیمی) داده شده مسلما وجود نداره و حتی در همین ادیان هم تکامل خدا دیده می شه. اما این که به طور کلی فرض کنی خدا وجود نداره چون یک سری دین که هزاران سال پیش شکل گرفتن با منطق امروز ما ، دقت کن با منطق امروز ما نه منطق چند هزار سال قبل ، تناقض دارند پس فرض کنیم که جهان هیچ آفریدگاری نداره. جهان ما یک جهان قانون مند هست (گرانش، الکترومغناطیس و نیروی های هسته ای) و این قوانین هیچ ضامن اجرایی مشخصی ندارند. کمی فکر کن. وجودی فرا تر از جهان مادی هست که این جهان رو کنترل می کنه (اسمشو هر چی می خوای بزار) و خود این وجود به علت نبودن در این جهان تابع این جهان نیست ولی کنترل این جهان رو به دست داره. این وجود تابع هیچ کدام از قوانین این جهان نیست حتی قانون علیت. بنابراین نمی توانید سوال کنید که این وجود از کجا آمده و کی بوده و خلاصه از این سوالات هیچ معنایی ندارند. زیرا که علیت در زمان تعریف می شه و زمان به عنوان بخشی از مجموعه چهار بعدی فضا-زمان در انفجار بزرگ شکل گرفته و در واقع پس از انفجار بزرگ هست که "پس از انفجار بزرگ" معنی دار شد. در مورد بقیه تز شما که "تو هم انسانی پس خوب باش و بدون استرس از زندگی لذت ببر" باید گفت بخش دوم گزاره شما هیچ ربطی به بخش اول آن نداره. خدایی نیست و ما هم انسانیم میتونه یک گزاره درست یا غلط باشه. اما نتیجه نمی ده که باید خوب بود.
یک نفر میتونه بد باشه و بدون استرس هم از زندگی لذت ببره. یا هم نبره.
در ضمن می شه به خدا هم اعتقاد داشت و خوب بود یا بد بود. می شه هم از زندگی لذت برد یا نبرد. در واقع البته اگر منظور شما زندگی مادی مثل خور و خواب و تفریح و سکس و این ها هست که همه از اونا لذت می برند چه به خدا اعتقاد داشته باشند چه نه اما چیز خاصی هم نیستند و در ضمن همیشه هم زندگی لذت بخش نیست و بعضی وقت ها پر از درد و رنج می شه. مگه این که از درد هم لذت ببری.
توصیه من به شما اینه که همواره در حین تولید فکر از فکر های پیشینیان هم استفاده کنی. همیشه در حرکت باشی. تنبلی در فکر کردن از بدترین تنبلی هاست.
بنام یزدان بخشاینده ی مهربان
این سخنان شرک است و هیچ یکتاپرستی چنین نمی گوید که تو می گویی.
در ضمن چرا ما باید با استرس از خداوند زندگی کنیم؟
خدا هست ولی اینکه او را انکار کنی او نیست نمی شود!
متاسفم با این طرز فکر کوچکی که دارید
من دلایل بسیاری برای وجود خداوند دارم
اگه دلت خواست تو وبلاگم بحث کنیم
کسانی که می کوشند تا وجود خدا را ثابت کنند خودشان دربارۀ خدا در سرگردانی هستند و می خواهند فرافکنی کنند. کسانی که می کوشند تا نشان دهند که خدا وجود ندارد خودشان در سرگردانی هستند و می خواهند فرافکنی کنند. خدا نه هست نه نیست. اگر ما او را لازم داشته باشیم میسازیمش. هرگاه هم لازم نداشته باشیم فراموشش می کنیم. خدا یک ذات ذهنی است که برای بسیاری از انسانها لازم است و برای بسیاری از انسانها هم لازم نیست. اگر آسمان بام باشد و دروازه داشته باشد خدا هم هست و بالای آسمان روی تخت خودش نشسته است. اثبات وجود خدا مستلزم اثبات بام بودن آسمان است و مستلزوم وجود تخت یعنی عرش که خدا رویش نشسته باشد آن بالای آسمان. آن هم بالای آسمان هفتمین که طبقۀ هفتم است از هفت بام. این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. الله فوق سبع سماوات، الرحمان علی العرش استوی. خلق سبع سماوات طباقا.
ارسال يک نظر